چرا هیچکس دلش برای من تنگ نمیشه؟ ینی یادم نمیاد کسی بهم گفته باشه: “دلم برات تنگ شده”. همش دل من تنگ میشه برا بقیه و اونا میگن:” منم همینطور”
دل تنگ
نوامبر 3, 2009 با sophiebellleدو کلاسه و پنج کلاسه
اکتبر 31, 2009 با sophiebellleبس نیس آدما رو از رو ظاهرشون قضاوت کردن؟
اونم تو محیط کار؟
باز من 2 تا کلاس دارم، خجالت آور ه. همیشه 5 تا یا 4 تا تایم میدم اما باز تعداد کلاسام 2 تا هست. در صورتی که معلمی هست که 5 تا کلاس داره، 5شنبه ها هم کلاس داره و همیشه دیر میاد، همیشه خدا هم ناله می کنه که خسته ام مریض م.
واقعا درک نمی کنم اون چرا باید 5 کلاسه باشه اما من 2؟
اگه نیاز مالی داره اون منم دارم، من اگه نیاز نداشتم که سرکار نمی اومدم آخه چه کاریه آدم صب کله سخر از رختخواب گرم و نرمش جدا شه و بره تو سرما سر کار؟
چرا باید از رو ظاهر من قضاوت بشه که من نیاز ندارم مثلا؟ چون که مثلا کفش که من می پوشم آدیداس ه؟ یا من شصتاد تا شلوار جین دارم؟ یا اینکه کیف من گوچی ه؟ واسه چی؟ خب شمای سوپروایزر یا بقیه که نمی دونید آدیداس من اصل نیست 15 تومنی ه، نمیدونید شلوارای جینم وصله پینه ای سه سال پیشه، نمیدونید کیف گوچی من هم اصل نیست و 16 تومنی ه..اینارو نمی دونید و بعد فکر میکنید چون به نسبت بقیه یا حتی اون خانوم خوب می پوشم و ولخرجی بیشتری می کنم نیاز ندارم؟
باید یه فرقی بین من و اونی که هنوز از باباش پول تو جیبی می گیره اما میاد سر کار و 3 تا کلاسی داره باشه. بین من و اونی که شوهرش خروار خروار درآمد داره و سالی به 12 ماه گردش و مسافرت ن ولی 4 تا کلاس داره باشه.
دیگه چکار باید بکنم که وضعم این نباشه؟ 2 ساله من روز قبل از شروع ترم اشکم همه ش، دارم فکر میکنم کجای کار من غلط ه آخه؟ زود میرم سر کلاس دیر میام بیرون شاگردام ازم راضی ن خوب برخورد میکنم و به جای معلم های دیگه هم میرم و ناز نمیکنم..پس دیگه چی آخه؟
اکتبر 25, 2009 با sophiebellle
کاش یه نفر منو می فهمید. فقط یه دونه تک نفر، کاش یه شونه بود، کاش یه گوش شنوا بود، کاش
اکتبر 24, 2009 با sophiebellle
سوفی یه دونه ایکس پریا داره خوشحاله، درسته که جدید نیس اما میدونه که خوب بوده تمیز بوده. فقط رم نداره و سوفی نمیدونه فعلا باهاش چیکار کنه حتی بلد نیس آهنگاشو عوض کنه و هر لحظه میترسه قلم گوشی از دستش بیفته صاف بره تو جوب.
مرسی آقای برادر مهربون خوب عشق.:****
امضا: سوفی خنگ
اکتبر 24, 2009 با sophiebellle
موندم مگه محل خودشون سوپرمارکت فکسنی نبود مگه؟ باید زرت میومدن سر کوچه ما خرید میکردن با اون دوس دختر میمونش که بعدم با چشای چار تا شده و دهن باز منو ببینه و منم اشکامو ندونم چطوری کنترل کنم؟
اکتبر 24, 2009 با sophiebellle
تو دوستم نداری، تعارف که نداریم. مث روز روشنه که منو نمیخوای، در حد یه رابطه ساده هم نمیخوای.
چاره ای هم نمیتونم داشته باشم..از هر دری وارد میشم پسم میزنی، پا نمیدی، قبولم نمیکنی.
اونوقت که میدونم احساس تنهایی میکنی، اذیت میشی، کسی ناراحتت میکنه، یه چیزی اعصابت رو خورد میکنه؛ منم داغون میشم، دیوونه میشم و ناراحت از اینکه نمیای سراغم تا سعی کنم آرومت کنم.
تو میدونی که با یه سلام با لبخند هم شاد میشم، با یه حرف خوب ی ماه شارژ میشم…دریغ میکنی اینو هم.
میگن اگه چیزی رو واقعن دوس داری ولش کن، اگه برنگشت که مال تو نبوده از اول، اگر برگشت بدون که باهات میمونه..پس منم ولت میکنم..میرم با گریه هام و خاطراتت و اون حرفای قشنگی که یه روزی میزدی و منتظر میشینم…
حسودی
اکتبر 20, 2009 با sophiebellleگودر رو یه مدت تعطیل کرده بودم، البته به دلیل تایمی که نداشتم اما در نهان به دلیل اینکه این همه پست خوب، این همه مطلب عالی و دوس داشتنی میخوندم حسودیم میشد که چرا من نمینویسم اینارو؟ چرا من انقد نوشته هام خوب نیست که شر بشه لایک بخوره….
انی وی، حالا که برگشتم به گودر خونی دیدم یکی از اون دلایل پنهونی این بود که متن های زیبای عاشقانه که نه رمانتیکانه تان دلم را میبرد و میخواستم از حسودی بترکم تیکه تیکه بشوم..
پست های نازلی یا الیزه رو که میخونم بعضا چیز هایی از رابه هاشون مینویسن از یه طرف خوشحال میشم براشون که وای چه خوبه اینا خوبن آدمی رو دارن که دوسشون داره و اینا، بعد حسودی میگردم که آی من چرا ندارم کسی رو…
بعد الآن دقیقا 5 دقیقه پیش که داشتم گودر میخوندم فال ورق بازی میکردم به این نتیجه رسیدم که واقعا شاید ایتز نات منت تو هپن فور می!
پارسال، مست، وسط اون همه آدم، من تنها رو میز، مشغول ورجه وورجه.
یهو میز برگشت.
کلش شاید سه ثانیه هم طول نکشید، اما واسه من… بذار این جوری بگم که زمان ایستاد. صدای موسیقی قطع شد. هیچ وقت این جوری نبودم. این جوری تو خلاء. وسط زمین و هوا. تو تاریکی و سکوت مطلق. در حال سقوط.
تو، وسط زمین و هوا منو گرفتی. با دستای قویت. با مطمئن ترین آغوش عالم.
امیر یگانه – به منم یاد بده
اکتبر 17, 2009 با sophiebellleیکم از بی رحمیت به منم یاد بده
به منم بگو چطور دلت از سنگ شده
به منم یاد بده که چطور بی دردی
که چطور یاد منو تو فراموش کردی
خیلی دوس دارم بدونم چرا تو دوسم نداری
چرا من عاشق میمونم وقتی تو تنهام میاری
چرا منتظر میشینم تا یه روز بیای دوباره
به منم یاد بده اینو که بهار فایده نداره
به منم یاد بده که فراموش کنم
شمع احساسمو دیگه خاموش کنم
شبای من پره از حسرت و تنهایی
ولی تو صاحب بهترین شبهایی
خیلی دوس دارم بدونم چرا تو دوسم نداری
چرا من عاشق میمونم وقتی تو تنهام میاری
چرا منتظر میشینم تا یه روز بیای دوباره
به منم یاد بده اینو که بهار فایده نداره
خیلی دوس دارم بدونم چرا تو دوسم نداری
چرا من عاشق میمونم وقتی تو تنهام میاری
چرا منتظر میشینم تا یه روز بیای دوباره
به منم یاد بده اینو که بهار فایده نداره
امیر یگانه – به منم یاد بده
اکتبر 17, 2009 با sophiebellleیکم از بی رحمیت به منم یاد بده
به منم بگو چطور دلت از سنگ شده
به منم یاد بده که چطور بی دردی
که چطور یاد منو تو فراموش کردی
خیلی دوس دارم بدونم چرا تو دوسم نداری
چرا من عاشق میمونم وقتی تو تنهام میاری
چرا منتظر میشینم تا یه روز بیای دوباره
به منم یاد بده اینو که بهار فایده نداره
به منم یاد بده که فراموش کنم
شمع احساسمو دیگه خاموش کنم
شبای من پره از حسرت و تنهایی
ولی تو صاحب بهترین شبهایی
خیلی دوس دارم بدونم چرا تو دوسم نداری
چرا من عاشق میمونم وقتی تو تنهام میاری
چرا منتظر میشینم تا یه روز بیای دوباره
به منم یاد بده اینو که بهار فایده نداره
خیلی دوس دارم بدونم چرا تو دوسم نداری
چرا من عاشق میمونم وقتی تو تنهام میاری
چرا منتظر میشینم تا یه روز بیای دوباره
به منم یاد بده اینو که بهار فایده نداره
